The Ruins Of Athene

سلام. سال نو همگی مبارک. ايشاللا که سال خوبی باشه. ببخشيد که طول کشيد.فوت پاپ ژان پل دوم رو هم به همگی تسلیت میگم... قرار بود یه عکس از ساغر بذارم ولی متاسفانه ایندفعه نشد ایشاللا دفعه دیگه حتمن و اما يه غزل

The Ruins of Athene

اینچنین بود قصه ی مردی ، که شبش را به بغض سر میکرد
چون نمیخواستید باران را ، هر شب از شهرتان سفر میکرد

گاهی اوقات آنقَدَر میخواند ، که صدایش به کوه میپیچید
گاه هم آنهمه حکایت را ، به نگاهیش مختصر میکرد

با سکوتی رها شده در باد ، چشم در چشمِ پیچِ این جاده
کوه سنگ صبور را حتا ، مثل خورشید شعله ور میکرد

تخته سنگی بزرگ برمیداشت روی آن با سکوت حک میکرد:
این منم ، آخرین غریبه ی شهر ، آنکه شب را به بغض سر میکرد

سنه ی یکهزار و سیصد و مرگ ، عصر فرمانروایی دیوار
یازده میله در برابر من ، آسمان را سیاه تر میکرد

ای که بی من نشسته ای آنجا ، گاهگاهی به خویش میگویی
آن غریبه چرا نمیفهمید ، کاش از عشق من حذر میکرد

حذر از عشق تو؟ زبانم لال ، میروم تا بیایمت ای خوب!
ای همان سایه ای که در خوابم ، هر شب از کوچه مان گذر میکرد

عاشقت هستم آنقَدَر که نگو ، دوستت دارم آنقَدَر که نپرس...
تا شب قبل مرد میترسید ، دائمن شاید و اگر میکرد

ولی امروز مرد قصه ی ما ، میرود بعد باد خواهد خواند
اینچنین بود قصه ی مردی که شبش را به بغض سر میکرد


موفق باشید فعلن یاعلی

/ 43 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ايلشن جلاسي

سلام به شما و پوزش بابت تاخير ! غزل هم زيبا بود دست شما درد نکند ممنون که سر می زنی فعلا يا علی!

سید مهدی موسوی

سلام عزیز! با اخباری پیرامون چاپ کتاب جدیدم ، حضور آن در نمایشگاه کتاب و نحوه تهیه آن به روز شدم حتما سر بزن!!

hamid sohrabi

سلام و به روزم. به روز نمی کنيد؟

(¯`'•.¸ **پرناز** ¸.•'´¯)

سلام به شما دوست گلم...مثل همیشه زیبا بود...راستی آپ کردم ببینم کی میای ....شما را به زيبا ترين ستارها مي سپارم...موفق باشي

ارمغان بهداروند

محمود جان سلام ./ کارهای قشنگت را بعد از مدت ها دوباره مرور کردم . به اميد ديدار

رضا كرمي

سلام رضا جان حال و احوال پسر چه کار ميکنی تو ؟ خيلی مخلصيم..

hamid sohrabi

سلام جناب شالبافان بزرگ. خوبيد؟من با کار تازه ای به روزم. منتظرم...

dogville

سلام لذت بردم ...راستی ديگه سراغ منو نميگيريد ؟يا حسين