پنجمين روز سال ساعت بيست

سلام .... خسته نباشيد .... موفق باشيد .... و يه غزل

پنجمين روزِ سال، ساعت بيست

 

بعد تو آفتاب من ! آنشب، آنشبی را که خوب يادت نيست

رو به اين جاده های بی برگشت ، آسمان مثل من نشست و گرِيست

 

آسمان با دو چشم خون آلود ، مثل من بی صدا صدايت کرد

ای هميشه غريب ! مکثی کن، جان اين شهر يکدقيقه بايست

 

حرفهای نگفته ای دارم ، اگر اين بار گريه بگذارد

کاش چشمم به تو نمی افتاد ، کاش اين دل تو را نمی نگريست

 

چند شب پيش خواب می ديدم ، سايه ام سر نداشت بر ديوار

شايد آن وقت باورت بشود ، خوب من! عشق اتفاقی نيست

 

کوچه ی عشق جای مردان است ، دار چشم تو مرد می خواهد

بعد تو عاشقانه بايد مُرد ، بعدِ تو جاودانه بايد زيست

 

جمعِ مردان بی سرِ اين شهر ، اين برای هزارمين سال است

که بر اين دار جشن می گيرند ، پنجمين روزِ سال ، ساعت ِ بيست

 

بعد هم در کتابها آمد: از قديم و نديم ميگويند

در شبی ناگهان و خوف انگيز ، آسمان بی جهت نشست و گريست

 

/ 58 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نشسته به راه

معرکه بود ! و اون بيت کوچه عشق ... فوق العاده !! اين ذوق و استعدادتون تحسين برانگيزه .. موفق باشيد

محسن استوار

اوه اوه / عجب غزلی بود/ حظ بردم/ با يه غزل قديمی به روزم/ سر بزنی و نظر بدی ممنون می شم/ راستی نخستين کنگره سراسری شعر کوير بهمن ماه امسال در ابرکوه برگزار می شه اطلاعات بيشتر رو در وبلاگم بخونيد/ يا حق

faezeh

salam khoobi hanooz nemikhai matn ezafe koni movafagh bashi

دریا(دوپرنده یک پرواز)

سلام...من مدتی نبودم..يعنی رفتم...نميدونم چی شد..اما چشم باز کردم و ديدم تموم پستامو پاک کرده بودم...شايدم بی شعوری بعضيا باعث شد من اونقدر عصبانی شم...با اينکه الان برگشتم ..اما مثل قديم اون حالو هوا رو ندارم ..الانم اومدم تا اين پستمو با کلمنت تموم دوسائی که يه روز همراهم بودم امضاکنم...ميخوام يادگاری همشمونو دسته جمی داشته باشم...اين جوری باعث ميشه که ديگه خودمو راحت تر ببخشم..من خاطرات زيبائی از بودن با شماها داشتم..و حالا هم ميخواهم انها را برای هميشه در دفتر خاطراتم جاودان داشته باشم..دوست و همراه من خوشحال ميشوم ان را امضا کنی....شايد اين اخرين ورود تو به وب دريا باشد...وشايد هم دوستی دوباره .البته اگر بهاری ديگر برايم مانده باشد...بهر حال اومدم تا بی معرفتی نکرده باشم...بعد از سلام و احوال پرسی ....خوشحالم که دوباره تونستم شمارو ببينم...با خوندن اين نوشته زندگی دوباره يافتم...جاودان و پاينده باشی...همچو کوه محکم...

saideh

سلام آقای شالبافان...نمی خواين به روز کنين؟...من يه مدته به روزم ...يه سر بزنين...منتظرم ...فعلآ

سید مجید

و هو الحکيم. سلام دوست من. زيبا بود. من آپديت کردم. خوشحال ميشم که بيايی. موفق باشی

احمدرضا قديريان

سلام بر شاعر ارجمند رضا شالبافان. منتظر پاسخ سئوال قبلي هستم. ضمنا مهلت ارسال آثار تا نيمه اسفند تمديد و زمان برگزاري كنگره سراسري شعر كوير به فروردين ماه سال آينده موكول شد. پيروز باشيد و بدرود.

misagh

سلام...به روزم...شما نيستی....کجايی؟

ارديبهشت

سلام دوست من. شعر زیبایی بود، لذت بردم ... پیش ما هم بیایید که به روزيم و منتظر... سالم باشيد...

نانسي

سلام .........سادگی وب لاگت خيلی زيباست .......بازم می يام ....شاد باشی عزيز