آ

  آ

ای که خورشيد نگاهت آفتابی ديگر است

ای که خاک پای تو از عالم و آدم سر است

 

ای مسيح خسته ی مصلوب ! ای تنهاترين!

نام تو تنها پناه غربت نيلوفر است

 

ديشب اين شبگرد عاشق ديگر آوازی نداشت

ساده ميخنديد گويِی اين سکوت آخَر است

 

رو به سوی قلب خود کرد و به تو اينگونه گفت:

اين که ميبينی مزار خسته ی خاکستر است

 

بذر خاکستر اگر در دشت خونين کاشتند

لاجرم هم حاصل آن آتشی گيراتر است

 

پشت بر شب رو به دريا چشم در راه توام...

دل به دريا می زند اين دل که آتش پيکر است

 

بعد هم با خون خود روی سکوت شب نوشت

زندگی زيباست اما عشق از آن زيباتر است

 

 


 

 

/ 32 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هر کس مرا پیدا کند مال خودش

باور کن اصلا نمی خواستم با تو دهن به دهن بشوم چون من اسم و رسمم مشخصه ولی تو که معلوم نيست مشخصات کاملت رو برام ميل بزن تا از بچه های استان وضعيتت رو سوال کنم چون دو سه ساليه خوزستان نيستم بازم توصيه می کنم کامنت بعدی ما حضوری باشه خيلی خوشحال ميشم .

masoomeh

وبلاگ گروهی شورم با موضوع* خاستگاه تآتر(قسمت دوم)* به روز شد............

masoomeh

سلام. غزل زيبايی بود. موفق باشيد.

آرام

سلام....داش محمودرضا!!!با لعنتی به روزم!

ايلشن جلاسي

سلام به شما دوست عزيز ! و ببخشيد که دير شد راستی به روزم ومنتظر فعلا يا علی!

hamid

سلام و ممنون که سر زدی . باز هم سر بزن!

رضا وهاب

دوست عزیز آقای روشن سلیمانی! اسم من طبق شناسنامه محمودرضا شالبافان فرزند عبدالوهاب صادره از اهواز متولد 1354 به شماره شناسنامه ... و با اسم رضا وهاب غزل کار میکنم. مجموعه ی درآینه ها در سال 76 چاپ شد و یک مجموعه با نام «به عهد سلطنت مستطاب شاه شهید» وسط گیوتینه . این هم یه بیوگرافی نسبتا کامل تا بدونی بدون اسم واقعی وارد گود نشدیم! البته اینها رو هم تقریبا از خود وبلاگ میتونستی متوجه بشی . برای اطلاعات بیشتر میتونی از رحیم و ارمغان و بهمن و بهزاد خواجات و محمود نائل و بهروز جلالی و امید حلالی و رضا بختیاری و هرمز علیپور و 118 و 110 هم سئوال کنی . از زیارت حضوری ت هم خوشحال خواهم شد.